ما در غزل از چشم تو الهام گرفتیم در حادثه با یاد تو ارام گرفتیم
حرفی بزن ای اتش بی شعله خاموش! از ساکت چشمان تو سرسام گرفتیم
لب تشنه لبانیم لب رود لب تو در خواب لبالب ز لبت کام گرفتیم
پسته ز دهان تو و فندق ز لبانت از گردوی چشمان تو بادام گرفتیم
یک مروه صفا هست در ان کعبه چشمت در ساحت تو حالت احرام گرفتیم
الوده دیدار تواییم ای همه پاکی! با ابی چشمان تو حمام گرفتیم.


